تبليغاتX
علف هاي هرز

علف هاي هرز

شناسایی و مبارزه با علف های هرز

       به منظور تعيين دوره‌ي بحراني كنترل علف‌هاي هرز در كلزاي پاييزه رقم هايولا 401 در شرايط آب و هوايي شمال استان خوزستان، آزمايشي در سال زراعي 87-1386 در قالب طرح بلوك‌هاي كامل تصادفي با 14 تيمار و 4 تكرار انجام شد. تيمارها در دو گروه به صورت كنترل و تداخل علف‌هاي هرز روئيده شده از بانك بذر خاك مزرعه در مراحل فنولوژيكي رشد كلزا شامل دو برگي، چهار برگي، شش برگي، هشت برگي، ابتداي گلدهي، 50درصد غلاف‌دهي و برداشت (به عنوان شاهد) انتخاب شدند. براي بررسي روند رشد گياه زراعي و علف‌هاي هرز در مراحل ذكر شده و در مجموع براي هر سري از تيمارها هفت بار نمونه‌برداري صورت گرفت. نتايج اين آزمايش علاوه بر نشان دادن تنوّع گونه‌اي علف‌هاي هرز منطقه، نشان از اختلاف در زمان ظهور و شروع رقابت آن‌‌ها داشت به طوري‌كه گندم قبل از كلزا سبز شده و خردل ‌وحشي و پنيرك هم‌زمان با كلزا سبز شدند. يونجه وحشي و پيچك صحرايي نيز پس از كلزا ظاهر شدند. همين اختلاف‌ها تأثير مهمّي در تعيين و تغيير دوره‌ي بحراني كنترل علف‌هاي هرز در گياهان زراعي دارند. تيمارهاي كنترل و تداخل علف‌هاي هرز بر تمام مؤلفه‌هاي اندازه‌گيري شده بجز وزن هزار دانه‌ي كلزا و ارتفاع بوته كلزا به طور معني داري تأثير گذاشتند. بيشترين عملكرد دانه در تيمار شاهد كنترل تمام فصل و كمترين آن در تيمار شاهد تداخل تمام فصل به دست آمدند. در نهايت دوره‌ي بحراني كنترل علف‌هاي هرز با احتساب 5درصد كاهش مجاز عملكرد، يك دوره‌ي 59 روزه در فاصله‌ي زماني بين 31 روز تا 90 روز پس از سبز شدن يعني در مراحل 4 برگي تا ابتداي گلدهي كلزا و با احتساب 10 درصد كاهش مجاز عملكرد، دوره‌ي 27 روزه در فاصله‌ي زماني 41 روز تا 68 روز پس از سبز شدن، مصادف با مراحل ابتداي 6 برگي تا 8 برگي كلزا تعيين گرديد.

 كلمات كليدي: دوره بحراني، علف‌هاي هرز، كلزا، كنترل، تداخل.

+ نوشته شده در  شنبه دهم مرداد 1388ساعت 8:42  توسط مهدی متین راد  | 

 

از پایان نامه ام در روز پنجشنبه ۱۸ تیر ۸۸  با امتیاز عالی و نمره ۱۹ دفاع کردم

 

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم تیر 1388ساعت 9:14  توسط مهدی متین راد  | 

چه بايد كرد؟

اينجانب فارغ التحصيل ممتاز مقطع كارشناسي ارشد رشته مهندسي كشاورزي گرايش مديريت علف‌هاي هرز با معدل 50/18 با سوابق علمي پژوهشي نظير چاپ 4 مقاله در كنگره بين‌المللي علف‌هاي هرز كانادا، 4 مقاله در كنگره‌هاي گياهپزشكي همدان و علف‌هاي هرز مشهد، چاپ مقالات متعدد ديگر در نشريات علمي پژوهشي و نيز نشريات تخصصي كشاورزي و سوابق كاري نظير خبرنگار و دبير تحريريه نشريات تخصصي، كارشناس ارشد تحقيق و... مي‌باشم.

با اين اوضاع با 27 سال سن و داشتن اقساط رنگارنگ و فراوان نظير دانشگاه و... در حال حاضر بيكارم.

اكنون پس از همه كشمكش‌هاي دروني كه با خودم داشته‌ام تنها راه حل را در خروج از ايران عزيز مي‌بينم.

و.ذ.

 

اين نامه‌ي دوست ناديده، در هفته نامه‌ي بازار كار مورخ 3/12/1387 سال نهم شماره 432 صفحه 12 چاپ شده است. واقعاً چه بايد كرد؟

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم اسفند 1387ساعت 18:36  توسط مهدی متین راد  | 

 

بيولوژي و مديريت علف هرز خردل وحشي

Wild mustard biology and management

نگارندگان: محمدعلي باغستاني ميبدي، حسين نجفي و اسكندر زند

انتشارات مؤسسه تحقيقات آفات و بيماري‌هاي گياهي 1383

 

همان‌گونه كه از عنوان كتاب مشخص است در اين كتاب اطلاعات مفيدي از علف هرز خردل وحشي ارائه شده است.

اين كتاب در 5 فصل به ارائه مطالب مي‌پردازد. در فصل اول بعنوان مقدمه و كليات، نام‌هاي مختلف خرول وحشي و گونه‌ي Sinapis arvensis ، منشاء، پراكندگي جغرافيايي و زيستگاه آن آورده شده است.

در فصل دوّم به گياهشناسي خردل وحشي پرداخته شده، تفاوت‌هاي ظاهري آن با گونه‌هاي مشابه و همچنين فنولوژي، تكثير و پراكنش، بيولوژي بذر، بانك بذر و پويايي جمعيت آن، اكولوژي و فيزيولوژي و خواص آللوپاتي خردل وحشي ذكر شده است.

در فصل سوم به اهميت خردل وحشي در بخش كشاورزي بويژه در كلزا و غلات اشاره شده است.

فصل چهارم به خواص و فوايد خردل وحشي پرداخته و در فصل پنجم، مديريت اين علف هرز شامل روش‌هاي مختلف كنترل زراعي، مكانيكي، شيميايي و بيولوژيكي و نيز مقاومت آن به علفكش‌ها مورد بحث قرار گرفته است.

مطالعه‌ي اين كتاب سودمند به كليه‌ي علاقمندان به علم كشاورزي بويژه دانشجويان عزيز پيشنهاد مي‌گردد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم بهمن 1387ساعت 12:53  توسط مهدی متین راد  | 

Brassica napus
Common Names: rutabaga, Swedish turnip, canola, rape
Family: Brassicaceae/Cruciferae (cabbage Family)

Description
Brassica napus is a variable species, divided into three groups or subspecies: B. n. napobrassica includes the rutabagas (a.k.a. Swedes in England), grown for their enlarged turniplike swollen stems; B. n. pabularia includes Siberian kale and Hanover salad, grown for leafy kalelike greens; and B. n. oleifera includes rape and canola, (colza in India) grown for edible leaves, as forage crops for livestock, or for the seeds from which vegetable oil is made. All have large, flat leaves 12-20 in (30.5-50.8 cm) long and 8-15 in (20.3-38.1 cm) wide; all stand 2-4 ft (0.6-1.2 m) tall at most; all have yellow, cross-shaped flowers with four petals; and all produce sickle shaped pods containing tiny round seeds.

Rutabagas are like turnips except that the flesh of the edible root (swollen stem) is a little less watery, a little milder, and usually yellow, although there are some white fleshed varieties (e.g., 'Merrick'). The leaves are bluish-green and smooth, unlike turnip leaves which are light green and hairy. Siberian kale is very much like true kale, and the seed is often sold in garden centers simply as "kale." It is more heat tolerant and more cold tolerant than true kale, grows a little larger, and tastes just as good. Rape is generally grown in large fields for animal fodder or rapeseed oil (a.k.a. colza oil in Asia). Canola is a new type of rape grown commercially for the seed, which is lower in saturated fats and fatty acids than the original rapeseed.

Location
It is believed that Brassica napus originated from a fortuitous hybridization between the turnip (B. rapa) and kale (B. oleracea acephala), probably in European gardens during the Middle Ages. Canola, a selected genetic variant of rape, was developed in the late 1970's in Manitoba, Canada, as a more nutritious source of vegetable oil than rapeseed.

Culture
Rutabagas require about 90 days to reach harvestable size. Individual leaves of Siberian kale can be picked beginning about 30 days after planting.
Light: All of the B. napus varieties should have full sun for maximum performance.
Moisture: Regular garden watering.
Hardiness: Rutabagas are hardier than turnips, easily tolerating temperatures down to 15ºF (-9.4ºC). Siberian kale, rape and canola also are hardy to temperatures in the mid to low twenties. In the South, all B. napus varieties are grown in the winter. In the north, early spring plantings produce crops before summer heat causes them to bolt to flower. The flavor of rutabaga and of Siberian kale is enhanced by frost.
Propagation: Seeds are sown in place. Plant rutabaga 4-6 in (10.2-15.2 cm) apart in rows 30 in (76.2 cm) apart. Siberian kale can be planted closer together or in wide rows like spinach or kale. Canola seed is either broadcast at 20 pounds (9 kg) per acre, or planted in rows 28 in (71 cm) apart at four pounds (1.8 kg) per acre.

Usage
Rutabagas are common table fare in northern Europe. They can be baked, mashed, fried, added to soups and stews, or eaten raw. Scandinavians brush rutabagas with oil and bake until tender, then cut them open and insert some cheese before serving. Fresh from the garden, raw rutabaga, with a little salt, is an excellent snack, similar to kohlrabi or radish. Siberian kale is an excellent pot herb, cooked like spinach in a little water, or just steamed over boiling water. I can't taste any difference between Siberian kale and true kale, but some say Siberian kale is better tasting.

Canola is grown commercially in Canada and some parts of the US. Scientists at the University of Florida are currently field-testing canola as a potential winter crop in the South. Theoretically, a field of canola could be planted and harvested between October and April, on the same ground that a summer crop such as peanuts or cotton is grown. Several cultivars of rape, especially 'Dwarf Essex', are grown for livestock forage in Europe, Australia and North America.

Features
All of the crucifers (or brassicas, or cole crops) are high in antioxidant and anticancer compounds. The anti-cancer properties of these vegetables are so well established that the American Cancer Society recommends that Americans increase their intake of cruciferous vegetables. Other research has suggested that the compounds in brassicas can protect the eyes against macular degeneration, the leading cause of blindness in older people. See Floridata's mustard greens (B. juncea) profile for a partial listing of the edible Brassica species. For everything you always wanted to know about canola, see the Canadian site: http://www.canola-council.org/.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم شهریور 1387ساعت 5:57  توسط مهدی متین راد  | 

با وجود تنوع كشت محصولات روغني، متأسفانه بيش از 90 درصد روغن مورد نياز كشور از خارج وارد مي‌شود. كلزا يكي از گياهاني است كه كشت آن در سال‌هاي اخير مورد توجه كشاورزان قرار گرفته است. كلزا بعنوان گياه علوفه‌اي و روغني در تغذيه دام و انسان و صنعت كاربرد دارد. علف‌هاي هرز مهم‌ترين عامل محدود كننده توليد كلزا در كشورهاي مختلف بوده و كنترل آن‌ها در سطح جهاني، يكي از بيشترين هزينه‌هاي پرورش گياه را به خود اختصاص داده است. علف‌هاي هرز موجب كاهش محصول كلزا در اثر رقابت جهت كسب نور، رطوبت و عناصر غذايي مي‌شوند و كلزا به دليل كندي رشد آن و دير پوشش دادن سطح خاك در اوايل فصل رشد رقابت كننده قوي با علف‌هاي هرز نيست. علف‌هاي هرز يكي از مشكلات كشت كلزا محسوب مي‌شوند و اگر با آنها مبارزه نشود بيش از50 درصد از عملكرد محصول كاسته خواهد شد. براساس تحقيقات انجام شده70 درصد علف‌هاي هرز مزارع كلزاي ايران را پهن برگ‌ها تشكيل مي‌دهند كه 20 درصد آنها هم تيره كلزا هستند و كنترل آنها مشكل است. در ميان علف‌هاي هرز باريك برگ كه 30 درصد كل علف‌هاي هرز كلزاي كشور را تشكيل مي‌دهند، يولاف وحشي، گندم و جو خودرو از ديگر علف‌هاي هرز اين تيره مهم‌تر هستند. بر اساس شواهد موجود، كنترل علف‌هاي هرز در هر يك از گياهان زراعي بايستي در مرحله خاصي از رشد گياه به نام دوره بحراني كنترل علف هرز انجام شود تا بدين وسيله كاهش عملكرد ناشي از آنها به حداقل ممكن برسد. دوره بحراني كنترل علف‌هاي هرز عبارت است از دوره‌اي از چرخه رشد گياه زراعي كه به منظور جلوگيري از كاهش اقتصادي عملكرد، بايستي عاري از علف هرز نگه داشته شود. شناخت دقيق دوره بحراني خسارت علف هرز، نقش بسزايي در كنترل مؤثر آنها و جلوگيري از افت عملكرد خواهد داشت. عوامل ديگري نيز در تعيين دوره بحراني نقش داشته كه عبارتند از: گونه علف هرز، محيط، تراكم گياهي، زمان رقابت، حاصلخيزي و رقم گياه زراعي. براي ايجاد يك چارچوب صحيح براي تلفيق روش‌هاي متناوب كنترل علف‌هاي هرز و نيز براي بهينه سازي كاربرد علفكش‌ها و يا هر روش كنترل ديگر، در سيستم مديريت تلفيقي، اطلاعاتي در مورد دوره بحراني مداخله علف‌هاي هرز بسيار ضروري است. از اطلاعاتي كه منجر به تعريف دوره بحراني شود مي‌توان بطور بالقوه براي كاهش وابستگي به علفكش‌هاي داراي پسماندگي زياد در خاك و نيز براي تنظيم غلظت و زمان صحيح كاربرد علفكش‌هاي پس رويشي استفاده نمود.

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 9:13  توسط مهدی متین راد  | 

با سلام

لطفا هر كس اطلاعاتي در اين زمينه دارد مرا از ياري خود بي نصيب نسازد

در مورد كلزا هر چه باشد خوب است

با تشكر

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم دی 1386ساعت 19:58  توسط مهدی متین راد  | 

  • Rehman, Maqsood, Hansen, Jennifer L., Brown, Jack, Price, William, Zemetra, Robert S., Mallory-Smith, Carol A. 2006: Effect of wheat genotype on the phenotype of wheat × jointed goatgrass (Aegilops cylindrica) hybrids. Weed Science: Vol. 54, No. 4, pp. 690–694.

[Abstract]

  • Fandrich, Lynn, Mallory-Smith, Carol A. 2006: Vernalization responses of field grown jointed goatgrass (Aegilops cylindrica), winter wheat, and spring wheat. Weed Science: Vol. 54, No. 4, pp. 695–704.

[Abstract]

  • XUE, QINGWU, STOUGAARD, ROBERT N. 2006: Effects of Spring Wheat Seed Size and Reduced Rates of Tralkoxydim on Wild Oat Control, Wheat Yield, and Economic Returns. Weed Technology: Vol. 20, No. 2, pp. 472–477.

[Abstract]

  • Yenish, Joseph P., Young, Frank L. 2004: Winter wheat competition against jointed goatgrass (Aegilops cylindrica) as influenced by wheat plant height, seeding rate, and seed size. Weed Science: Vol. 52, No. 6, pp. 996–1001.

[Abstract]

  • Peterson, Robert K. D., Hulting, Andrew G. 2004: A comparative ecological risk assessment for herbicides used on spring wheat: the effect of glyphosate when used within a glyphosate-tolerant wheat system. Weed Science: Vol. 52, No. 5, pp. 834–844.

[Abstract]

  • Morrison, Laura A., Crémieux, Lisèle C., Mallory-Smith, Carol A. 2002: Infestations of jointed goatgrass (Aegilops cylindrica) and its hybrids with wheat in Oregon wheat fields. Weed Science: Vol. 50, No. 6, pp. 737–747.

[Abstract]


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم مهر 1386ساعت 11:35  توسط مهدی متین راد  | 

مقدمه

علايم ديداري كمبود مواد غذايي مي‌تواند يك ابزار تشخيص نيرومند در ارزيابي وضعيت مواد غذايي گياهان باشد. اولين چيزي كه بايد به ذهن متبادر شود آن است كه علايم ديداري، به تنهايي براي تشخيص قطعي وضعيت مواد غذايي يك گياه كافي نيستند. بسياري از علايم كمبود كلاسيك از قبيل سوختگي نوك برگ، كلروز و نكروز، به طور مشخص با بيش از يك مورد كمبود مواد معدني ارتباط دارند و همچنين با ديگر تنش‌هايي كه براي هر تنش غذايي بخصوص قابل تشخيص نيستند. با اين وجود، رديابي آنها در به دست دادن يك ارزيابي از وضعيت مواد غذايي به شدّت مفيد فايده است. در مجموع، مشاهدات واقعي ريخت شناسي و علايم طيفي و دانستن موقعيت زمان بندي اين علايم، يك ديد انتقادي از هر نوع ارزيابي وضعيت عناصر غذايي ايجاد مي‌كند.

گياهان در محيطي ايزوله رشد نمي‌كنند، آنها بخشي از سرتاسر محيط هستند و در چنين شرايطي، به تغييرات محيطي مانند اثر در دسترس بودن مواد غذايي، پاسخ مي‌دهند. همچنين گياهان، محيط را تحت تأثير قرار داده و مي‌توانند در تغييرات محيطي كه باعث تأثير در وضع مواد غذايي گياه مي‌شوند، شركت كنند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه یکم مرداد 1386ساعت 7:44  توسط مهدی متین راد  | 

افزايش جمعيت بشر و در نتيجه افزايش تقاضا براي محصولات كشاورزي باعث شده كه انسان روز به روز به فكر روش‌هاي كارآمدتري جهت افزايش عملكرد گياهان زراعي باشد. مبارزه با علف‌هاي هرز يكي از اين روش‌هاست. كشاورزان همواره در طول تاريخ با علف‌هاي هرز در مبارزه بوده‌اند و در اين راستا به پيشرفت‌هاي قابل ملاحظه‌اي نيز دست يافته‌اند. بشر مبارزه با علف‌هاي هرز را از طريق دست و استفاده از حيوانات شروع نمود و اينك از طريق روش‌هاي مكانيكي و شيميايي اين راه را ادامه مي‌دهد. يكي از مؤثرترين روش‌هاي مبارزه با علف‌هاي هرز، مبارزه‌ي شيميايي با آنهاست و گياهان زراعي مقاوم به علفكش يكي از جديدترين روش‌هاي اين مبارزه يا مديريت به شمار مي‌روند. گياهان زراعي تراريخته، از جديدترين دست‌آوردهاي بيوتكنولوژي گياهي بوده كه ظرف چند سالي كه از روند توليد آن‌ها گذشته، توسعه فراواني در جهان يافته به طوري‌كه هم اينك ميليون‌ها هكتار از زمين‌هاي زراعي، به زير كشت اين محصولات رفته است. نسل اول اين گياهان به منظور بهبود كارايي عمليات زراعي ايجاد شدند. نمونه‌هاي آن سوياي متحمل به علفكش و ذرت مقاوم به حشره بودند. هم اينك گونه‌هاي جديد گياهان تراريخته، علاوه بر بهبود كارايي عمليات زراعي، در جهت افزايش كمي و كيفي توليدات به وجود مي‌آيند. اين گياهان به عنوان نسل دوم، بايد هرچه سريع‌تر از نظر محدوده‌ي تأثير روي خانوارها، چه از نظر سلامت، صنعت و محيط زيست، بررسي گردند زيرا عواقب احتمالي آن شايد طي دو سه دهه‌ي آينده به وضوح به چشم بيايند. توسعه‌ي گياهان زراعي مقاوم به علفكش‌ها (Herbicide-Resistance Crops)، يكي از اولين كاربردهاي اقتصادي مهندسي ژنتيك گياهي به شمار مي‌رود. به منظور مقاوم سازي گياهان زراعي به علفكش‌ها، از روش‌هاي مختلف بيوتكنولوژي و زراعي استفاده كرده و گياهان تراريخت (Transgenic) و غير تراريخت (Non-Transgenic) به وجود آمده‌اند. اين گياهان با نظام كشاورزي شيميايي ـ صنعتي كه ويژگي آن تك كشتي بودن و مكانيزاسيون در مقياس وسيع با استفاده‌ي فشرده از مواد شيميايي است، سازگاري مناسبي پيدا كرده‌اند. طي دهه‌ي گذشته، چندين گياه زراعي مقاوم به علفكش تراريخته و غير تراريخته معرفي شده‌اند. گندم، جو و كلزاي مقاوم به گليفوزيت و گلوفوزينيت، ذرت مقاوم به سيكلوهگزانيدين‌ها و ايميدازولينون‌ها، پنبه مقاوم به بروموكسينيل و گليفوزيت، سوياي مقاوم به سولفونيل اوره‌ها و گليفوزيت، سيب زميني و چغندرقند مقاوم به گليفوزيت و نيشكر مقاوم به گلوفوزينيت، از جمله‌ي اين گياهان هستند. بشر به طور سنتي هزاران سال است كه در حال بهبود گياهان زراعي است، اما مهندسي ژنتيك اين امكان را فراهم مي‌سازد كه اين فرايند در مدت كوتاه‌تري انجام گيرد، ضمن آن كه امكان انتقال خواص ارثي بين گونه‌هايي كه خويشاوندي نزديكي ندارند هم فراهم است، هرچند عده‌اي مورد اخير را لزوماً پديده مفيدي نمي‌دانند. قبل از پيدايش مهندسي ژنتيك گياهي، گزينه‌هاي انتخابي براي محافظت گياهان در برابر علفكش‌ها محدود بود. علفكش‌هايي ويژه‌ فقط مي‌توانستند در گياهاني به كار روند كه به طور طبيعي نسبت به آن‌ها مقاوم بودند. در موارد نادر، مقاومت ممكن بود از طريق جهش در گياهان زراعي اتفاق بيفتد. توسعه‌ي مهندسي ژنتيك گياهي و دانش بيوشيمي درباره‌ي عمل علفكش‌ها روي گياهان، راه‌حل‌هاي جديدي در كاربرد علفكش‌ها پيش روي بشر قرار داد. اين استراتژي‌ها معمولاً شامل ايزولاسيون و معرفي ژن جديدي از ارگانيسم‌هاي ديگر (غالباً باكتري‌ها) كه به نوعي نسبت به علفكش‌ مقاوم است، مي‌باشند. براي مثال مقاومت به علفكش گلوفوزينيت (با نام تجاري Basta) به وسيله‌ي ژن باكتريايي bar كه علفكش را به تركيبات غير سمّي متابوليزه مي‌كند، القا مي‌گردد. رفته رفته كشف و توسعه‌ي علفكش‌هاي انتخابي جديد، مشكل‌تر و هزينه‌برتر مي‌شود. استانداردها براي علفكش‌هاي جديد بسيار بالاست. علفكش‌هاي جديد مي‌بايست داراي توانايي بالا، سمّيت اندك، تحرّك كم در خاك و ماندگاري كوتاه در محيط باشند و از سوي ديگر، طيف وسيعي از علف‌هاي هرز را كنترل كنند. يافتن تمامي اين ويژگي‌ها در يك تركيب كه مي‌بايست براي گياهان زراعي نيز انتخابي عمل كند، مشكل و هزينه‌بر است. گياهان زراعي مقاوم به علفكش، راه‌حل بالقوه‌اي براي حل اين مشكل است. با تغيير تحمّل گياه زراعي به علفكش‌هاي ثبت شده، هزينه‌هاي مربوط به كشف، توسعه و بازاريابي توليدات جديد تا حد زيادي كاسته مي‌شود و اين كاهش هزينه براي استفاده كننده‌ي نهايي (كشاورز) نيز سودمند خواهد بود. بدين ترتيب كشاورز از انعطاف پذيري بيشتري در استفاده از علفكش‌ها و گياهان زراعي براي برنامه‌ي كنترل علف‌هاي هرز برخوردار خواهد شد. علاوه بر اين، گياهان زراعي مقاوم به علفكش، امكان جايگزيني علفكش‌هاي قديمي را كه ممكن است داراي برخي ويژگي‌هاي نامناسب محيطي و سمّي باشند، فراهم مي‌آورد.
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم خرداد 1386ساعت 10:5  توسط مهدی متین راد  |